محمد رضا واليزاده معجزى

343

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

اعلاميه نوشته‌ام من از تمام جرايم شما درگذشتم و فقط از امروز به بعد را به حساب مىآورم و تا وقتى كه در خدمتگزارى دولت باقى بمانيد در حمايت لشكر غرب خواهيد بود . مهر على خان گفت : حضرت اجل حالا كه تسليم و حاضر به خدمت شده‌ام احتياج زيادى به كمك و حمايت دارم زيرا يك قسمت از طايفه خودم موسوم به قلندر حبشى كه سابقه خصومت با من دارند تسليم مرا مستمسك كرده و قطعا درصدد آزار من برخواهند آمد ، اگر به من كمكى بدهيد قلندر حبشى را تنبيه سختى خواهم كرد و پس از آن با خيال آسوده به خدمتگزارى دولت ادامه خواهم داد . اين بد پيشنهادى نبود . زيرا گذشته از ايجاد اختلاف بين طوايف ، خود فتح بابى براى خلع سلاح مىشد . امير احمدى گفت : قبول مىكنم به شرط اينكه بعد از تنبيه آنها تفنگهاشان را گرفته تسليم من كنيد . مهر على خان خرم و خوشحال ، طاقه شالى و اسبى را كه از امير لشكر به عنوان انعام گرفته بود برداشت و به محل خود روانه شد . معين السلطنه حاكم خرم‌آباد كه از مأمورين صادق دولت بود همين‌كه از قضيه خبردار شد ، سراسيمه دويد پيش امير لشكر : اى امان ، اى دخيل ، اين چه كاريست كه مىكنى مگر اين مهر على خان را نمىشناسيد ، اينها تمامش نيرنگ است . من سالها به احوال تمام خوانين لرستان آشنايى پيدا كرده‌ام و مىدانم كه اين يكى از خطرناكترين آنها است . هرچه معين السلطنه بيشتر اصرار كرد ، سوء ظن امير احمدى نسبت به خود او زيادتر شده و به ملاحظه اينكه مبادا معين السلطنه از همدستان مهر على خان بوده و براى او خبر ببرد ، در مذاكره خيلى سياست مآبى كرده ، اظهار اعتماد به قول سردارى كه لقبش امير منظم و رئيس يك طايفه بزرگى است نشان داد . فردا پانصد نفر نظامى به مهر على خان داده شد كه به كمك سواران خودش قندر حبشى را تنبيه كند و ابتدا همين كار را كرد و چند ضربت سخت به طايفه قلندر حبشى وارد آورد . ولى كم‌كم باهم ساختند و تصميم گرفتند با مهارت و تدبير كليه لشكر غرب را نابود سازند و كارى كنند كه ديگر هرگز هيچ دولتى جرأت و جسارت قدم گذاشتن در خاك لرستان را نداشته باشد . نقشه به جهت نابود كردن امير لشكر غرب . بعد از نوشتن مطالب مندرجه باز هم از قول امير احمدى و با استفاده از يادداشتها و تقريرات او تحت عنوان ( نقشه نابود كردن امير لشكر